غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
278
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
دانسته دروازهاى يزد مضبوط ساخت و اعلام ظفر اعلام به قصد جنگ و جدال برافروخت و بعد از تساوى صفين و تقابل مبارزان طرفين شيخ شهاب الدين على باعمران كه امير مظفر هرگز از صوابديد او تجاوز جايز نميداشت قدم در ميدان مصالحه نهاد و صورت آن طائفتان من المؤمنين اقتلوا فاصلحوا بينهما را بر لوح خاطر نگاشته بزلال موعظت و نصيحت آتش غضب جانبين را تسكين داد و امير شيخ به صلح راضى گشته بلكه منتدار شده روى به طرف شيراز نهاد . گفتار در بيان بسط بساط موافقت ميان امير پير حسين چوپانى و امير مبارز الدين محمد مظفر و ذكر تسخير مملكت شيراز و كرمان بعنايت مالك الملك اكبر در سنهء اربعين و سبعمائه امير پير حسين چوپانى عازم استخلاص شيراز گشته از امير محمد مظفر استمداد نمود و جناب مبارزى ملتمس او را مبذول داشته بعد از تاكيد مراسم عهد و پيمان باسپاه فراوان از يزد روان شد و در اصطخر فارس اجتماع سعدين دست داده چون امير مسعود شاه بر وفور عدد اعدا اطلاع يافت بصوب گازرون شتافت و جناب مبارزى بنابر استصواب امير پير حسين او را تعاقب نموده امير مسعود شاه بجهة تفرق خيل سپاه بدار السلام بغداد خراميد و روزى چند در پناه امير شيخ حسن بزرگ آرميد و امير محمد مظفر قرين فتح و ظفر باردوى امير پير حسين مراجعت كرده آن دو نيك اختر باتفاق يكديگر ظاهر شهر شيراز را مضرب خيام عساكر نصرت انجام گردانيدند و در امر محاصره و محاربه طريق سعى و اهتمام مسلوك داشته مردم شهر از بيم حسام خون آشام جناب مبارزى مجال آن نداشتند كه باقدام تهور سر از دروازه بيرون كنند و نقبچيان تيز چنگ آغاز كار كرده چون مبانى سور روى بانهدام آورد و قاضى مجد الدين اسمعيل بن يحيى فالى كه از جمله اكابر زهاد و فضلا بود پاى در ميدان مصالحه نهاد و اين بيت را ثبت نموده به نظر امير محمد فرستاد بيت مبارزان جهان قلب دشمنان شكنند * ترا چه شد كه همه قلب دوستان شكنى و بواسطه مسائل جميله آن بزرگ دين قواعد عهد و پيمان استحكام يافته شهريان ابواب دروازها بازگشادند و امير پير حسين چوپانى در غايت اقبال و كامرانى به شهر درآمده ايالت كرمان را بامير محمد داد و او را با عساكر ظفر مآثر بدانجانب فرستاد و جناب مبارزى در محرم الحرام سنه احدى و اربعين و تسعمائه بكرمان رفته ملك قطب الدين نيكروز كه در آنوقت حاكم آن مملكت بود گريز بر ستيز اختيار نمود و بجانب هراة توجه فرمود و جناب مبارزى بلدهء كرمان را بيمن مقدم شريف مظهر امن و امان ساخته جهة آسايش رعيت اكثر سپاه را متفرق گردانيد